-بدترين نوع ظلم و استعمار، ظلمهاي معنوي و فرهنگي است و اين همان ظلمي است كه امروز در دنيا شاهد آن هستيم.
ظلم و تجاوز فرهنگي، چپاول منابع زيرزميني نيست، بلكه چپاول انسانيت انسان است كه بايد با درك واقعيت با اين ظلم خانمانبرانداز مقابله كنيم.
يكي از راههاي تسلط بر ملل، تسلط بر علم و دانش آنهاست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 2:11  توسط جلال اسدی
|
حمايت هر چه بيشتر از وليفقيه و مبارزه با افكار و گروههاي انحرافي وظيفه هر مسلمان است و نبايد براي انجام اين وظيفه و اعتلاي ارزشهاي اسلامي از هيچ تلاشي دريغ كنيم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 2:6  توسط جلال اسدی
|
حمايت هر چه بيشتر از وليفقيه و مبارزه با افكار و گروههاي انحرافي وظيفه هر مسلمان است و نبايد براي انجام اين وظيفه و اعتلاي ارزشهاي اسلامي از هيچ تلاشي دريغ كنيم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 2:5  توسط جلال اسدی
|
-عزت امروزه نظام اسلامي به بركت مجاهدتهاي خالصانه امام(ره) و خون شهداست و به قدري برنامههاي تربيتي امام كامل و مناسب بود كه جوانان را جمع كرده و از آنها گلهايي پروراند كه در جبههها جان خود را براي دفاع از اسلام دادند، اما با وجود اين حتي بين خانواده شهدا كساني پيدا شدند كه در آلودگي و تعفن بينظيرند، پس بايد توجه داشت تنها رهبر با برنامهاي كامل نميتواند نجاتبخش ابدي باشد بلكه مردم هم بايد با شناخت و خودسازي خود را در برابر دامهاي شياطين حفظ كنند. -حضرت علي عليهالسلام دردهاي بسياري داشت و يكي از بزرگترين دردها اين بود كه مردم وي را با معاويه مقايسه ميكردند، نكند روزي آنقدر پست شويم كه علي زمان را با كساني كه دهها و صدها درجه پايينتر هستند مقايسه كنيم. -مشروعيت قانون اساسي به وليفقيه است و اگر قانون اساسي امضاي وليفقيه را نداشت كاغذ پارهاي بيش نبود چرا كه وي جانشين امام زمان (عج) است و پيروي از او بر همگان واجب است و حتي مراجع تقليد نيز نميتوانند با حكم او مخالفت كنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 1:12  توسط جلال اسدی
|
-استراتژي قطعي شيطان اين است كه بتواند مرتبه و قداست روحانيت شيعه را تضعيف كند چون تنها راه تضعيف اقتدار اسلام و دور كردن جامعه از خداوند، تضعيف روحانيت است.
-كمال استادي اين شياطين در اينجا ظاهر ميشود كه با القاي اين فكر كه امام زمان (عج) كشور را اداره ميكند، سعي در تضعيف جايگاه وليفقيه دارند و نياز به وجود وليفقيه را زير سؤال ميبرند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 1:6  توسط جلال اسدی
|
« بیانیه مجمع قاریان قرآن در محکومیت هتک حرمت به قرآن کریم »
مردم عزیز و دیندار استان زنجان! هنوز چند روزی از پایان ماه مبارک رمضان و شب های پر فیض قدر – که شب نزول قرآن است – نگذشته است که بار دیگر دنیا شاهد اهانت و بی احترامی گستاخانه به مقدسات اسلام شد. این بار عده ای جاهل و ابله آشکارا و بی پرده و با پشت گرمی و برنامه ریزی صهیونیست خونخوار و دولت سرتا پا دروغ آمریکا، به مقدس ترین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم – که جانها همه به فدای او باد – اهانت کردند. اهانتی که دل همه مسلمانان و آزادگان جهان را سوزاند و چشم خدا جویان و شیفتگان معارف الهی را پر از اشک حسرت و مظلومیت کرد. مجمع قاریان قرآن ضمن عرض تسلیت این فاجعه به محضر حضرت ولی ا... اعظم (عج) و نایب بر حقش امام خامنه ای و ملت بزرگ ایران و شما مردم غیور و متعهد استان، نکاتی را در راستای روشنگری و درس آموزی این حادثه بیان می دارد :
1- سالهای سال است که دشمنان اسلام با عناوین و پوششهای گوناگون به جنگ با اسلام و مسلمانان برخاسته اند؛ این بار وقیحانه با اهانت مستقیم به محضر قرآن کریم، پرده را کنار زده و آنچه را که در دل پنهان داشتند آشکار کردند. این حادثه برگ تأیید دیگری شد بر اینکه دشمن چه می خواهد و به دنبال چیست. مشکل دشمن یک فرد یا گروه و یا مذهب و ملت خاص نیست. در واقع آنچه دشمن را می آزارد اسلام و تعالیم انسان ساز و ظلم ستیز آن است. دیگر باید همه این را باور کنند که آنچه موجب ستیز استکبار جهانی با نظام اسلامی و با ملتهای مسلمان شده است اسلام و قرآن است و بس و هرآنچه غیر از این فریبی بیش نیست و نباید به ظاهر سازیها و وعده های پوچ دشمن دل خوش کرد.
2- وجه دیگر این حادثه این است که ثابت شد اسلام و قرآن زنده تر از همیشه است. اگر قرآن زنده نبود و متروک بود دشمن دست به چنین اقدامی نمی زد. همین حرکت و اقدام خود موجب اتحاد و انسجام بیشتر دنیای اسلام و گسترش موج بیداری اسلامی است. دشمن امروز در باتلاقی گرفتار آمده که هر حرکت و تلاشی نتیجه ای جز غرق شدن و نابودی برای او نخواهد داشت. به لطف خداوند متعال و عنایت حضرت ولی عصر (عج) و به برکت مجاهدت سربازان اسلام و خون پاک شهدا، امروز علیرغم تمام تبلیغات و لجن پراکنیهای دستگاه سلطه جهانی، اسلام و قرآن با جاذبه و هیبت بیشتر در دل مردم دنیا بویژه جوانان نفوذ دارد و هر ساله عده قابل توجهی از جوانان در کشورهای غربی به اسلام می گروند و آن را به عنوان آیین زندگی می پذیرند و این درس بزرگ زندگی برای ماست که بیش از پیش قدر شناس قرآن باشیم.
3- بدون تردید آنچه دشمن را در رسیدن به مقاصد شوم خود ناکام خواهد کرد، نزدیک شدن هر چه بیشتر ما به قرآن است؛ همچنانکه نزدیکی به قرآن در حدود نیم قرن گذشته موجبات بسیاری از پیروزیها و سربلندیها و دوری از آن موجب شکست بوده است. مردم استان زنجان که به دینداری و عشق به قرآن و دینداری شهره اند بدانند که عمل به قرآن تنها راه رسیدن به اهداف عالیه اسلامی و انسانی و پیروزی بر دشمنان است. بنابراین باید نقش خود را در گسترش و نشر فرهنگ قرآنی جدی تر و پر رنگ تر نماییم.
4- نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران امروز پرچمدار اسلام ناب محمدی (ص) و فرهنگ قرآنی به رهبری امام خامنه ای است. بنا به فرموده پیامبر اکرم (ص) قرآن و ولایت از هم جدا نمی شوند. کینه و دشمنی دشمنان نسبت به قرآن کریم از جنس دشمنی آنان نسبت به ولایت و امامت است. ولایت فقیه است که امروز معارف قرآن و اهل بیت را حفظ و تبلیغ می نماید. هم استانیهای عزیز! باید با کمال قدرت و امید پیرو با بصیرت رهبر خودمان باشیم تا پرچم این انقلاب ، به دست مبارک ولی عصر(عج) برسد و ایشان ظلم و جهل را در جهان ریشه کن نمایند . انشاءا...
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی اللهم احفظ امام الخامنه ای
مجمع قاریان قرآن منطقه سلطانیه
23/6/89
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 0:46  توسط جلال اسدی
|
آیت الله نوری همدانی: فردا روز نشان دادن غیرت قرآنی ایرانیان است
|
آیت الله نوری همدانی از مراجع عظام تقلید تصریح کرد: فردا روز نشان دادن غیرت دینی و قرآنی همه ایرانیان خواهد بود.
به گزارش خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» از قم، آیت الله نوری همدانی ظهر امروز در دیدار با فعالان تشکل های قرآنی استان قم و جمعی از خواهران بسیجی استان فارس با بیان این مطلب اظهار داشت: فردا مردم ایران غیرت دینی خود را با خروشی حماسی تر از 9 دی و 22 بهمن به جهانیان به خصوص جنایتکاران آمریکایی نشان خواهند داد.
وی علت اصلی اهانت به ساحت مقدس قرآن کریم را نگرانی دنیای غرب و صهیونیست ها از بیداری اسلامی در جهان عنوان کرد و گفت: از نظر فقه اسلامی کشتن هتاکان به قرآن واجب است اما این کار باید همچون ماجرای سلمان رشدی مرتد، تحت نظر و اشراف ولی فقیه صورت گیرد.
این مرجع تقلید همچنین با تاکید بر این که اهانت به قرآن اولین فتنه غربی ها نبوده و آخرین آن هم نمی باشد، افزود: همه کشورهای اسلامی باید با اتحاد خود در مقابل این فتنه شوم ایستادگی کرده و همگی در یک اقدام وحدت آفرین، کالاهای غربی خصوصا آمریکایی را تحریم کنند.
آیت الله نوری همدانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه سکولاریسم و پلورالیسم در اسلام مردود است، خاطرنشان کرد: ایمان و اعتقاد به آموزه های قرآن و اهل بیت (ع) تنها راه سعادت انسان است.
وی همچنین ابراز داشت: در روزگار کنونی تشخیص حق از باطل در فتنه های زمانه به کمک عقل و علم و ایمان و تقوا میسر است و تنها از این طریق است که می توان راه را از چاه تشخیص داد.
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 0:34  توسط جلال اسدی
|
متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحكیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ1
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنونآمیز و نفرتانگیز و مُشمئزكننده به قرآن مجید در كشور آمریكا كه در سایهی امنیت پلیسی آن كشور اتفاق افتاد، حادثهی تلخ و بزرگی است كه نمیتوان آن را تنها در حدّ یك حركت ابلهانه از سوی چند عنصر بیارزش و مزدور به حساب آورد. این یك اقدام محاسبهشده از سوی مراكزی است كه از سالها پیش به این طرف، سیاست اسلامهراسی و اسلامستیزی را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداختهاند. این حلقهی دیگری از زنجیرهی ننگینی است كه با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حركت كاریكاتوریست خبیث دانماركی و دهها فیلم ضد اسلام ساختهشده در هالیوود ادامه یافت و اكنون به این نمایش نفرتانگیز رسیده است. پشت صحنهی این حركات شرارتبار چیست و كیست؟
مطالعهی این روند شرارت كه در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاكستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد كه طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فكرهای صهیونیستی است كه از بیشترین نفوذ بر دولت آمریكا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان كسانیاند كه پژوهشهای حقیقتیاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میكنند. آن ماجرا بهانهی حمله به افغانستان و عراق را به رئیسجمهور جنایتكار وقت آمریكا داد و او اِعلان جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه، كامل شد.
هدف از اقدام نفرتانگیز اخیر آن است كه از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعهی مسیحی به سطوح همگانی مردم كشیده شود و با دخالت كلیسا و كشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانهئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را كه از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحهدار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام كینهتوزانه، نه آغاز یك جریان، بلكه یك مرحله از روند طولانی مدتِ اسلامستیزی به سركردگی صهیونیسم و رژیم آمریكا است. اینك همهی سران استكبار و ائمةالكفر در برابر اسلام قرار گرفتهاند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن كتاب رحمت و حِكمت و عدالت است؛ وظیفهی همهی آزادیخواهان جهان و همهی ادیان ابراهیمی است كه در كنار مسلمانان با سیاست پلید اسلامستیزی با این شیوههای نفرتبار مقابله كنند. سران رژیم آمریكا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میانتهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیدهی زشت تبرئه كنند. سالهاست كه مقدسات و همهی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شكنجه، هزاران كودك و زن ربودهشده و میلیونها معلول و آواره و بیخانمان، قربانی چه چیزی شدهاند؟ و با همهی این مظلومیتها، چرا در رسانههای جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میكنند؟ چه كسی باور میكند كه این توطئهی گسترده بدون كمك و دخالت حلقههای صهیونیستیِ درونِ دولت آمریكا ممكن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نكته را به همه متذكر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد كه آنچه امروز آماج حملهی نظام استكبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستكبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استكبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنكس كه بدان پایبند است و هر آنچه نشانهی مسلمانی است دشمناند.
ثانیاً: این سلسلهی كینهتوزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است كه از چند دهه پیش تاكنون نور اسلام از همیشه تابندهتر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است كه اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده كردهاند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند. حادثهی اهانت به قرآن و پیامبر عظیمالشأن صلیاللهعلیهوآله، با همهی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روزبهروز بلندتر و درخشندهتر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم كه حادثهی اخیر ربطی به كلیسا و مسیحیت ندارد و حركات عروسكی چند كشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواستهی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانهوار است و درس قرآن به ما، در نقطهی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبهی همهی مسلمانان، امروز دولت آمریكا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را كه دل یك و نیم میلیارد مسلمان را به درد آوردهاند، به گونهئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عبادالله الصالحین
سیّدعلی خامنهای
22/شهریور/1389
1. الحجر، آیه 9: بیترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كردهایم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 0:33  توسط جلال اسدی
|
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
حملهي جنايتكارانه و قساوتآميز رژيم صهيونيست به كاروان دريائي امدادي و بشردوستانه، حلقهي ديگري از زنجيرهي جنايتهاي بزرگي است كه آن حكومت شرير و خبيث، هفتمين دههي حيات ننگين خود را با آن انباشته است. اين نمونهئي است از رفتار گستاخانه و بيرحمانهئي كه مسلمانان در اين منطقه و بخصوص در سرزمين مظلوم فلسطين دهها سال است كه با آن دست و پنجه نرم ميكنند. اين بار اين كاروان، اسلامي يا عربي نبود، بلكه افكار عمومي و وجدانهاي بشري از سراسر جهان را نمايندگي ميكرد. اين حملهي جنايتبار بايد براي همه مدلّل كرده باشد كه صهيونيزم، چهرهي جديد و خشنتري از فاشيزم است كه اين بار از سوي دولتهاي مدّعي آزادي و حقوق بشر و بيش از همه دولت ايالات متحده آمريكا، حمايت و كمك ميشود.
آمريكا و انگليس، فرانسه و ديگر دولتهاي اروپائي كه از اين جانيان بالفطره، حمايت سياسي و رسانهئي و نظامي و اقتصادي كرده و همواره پشتسر فاجعهآفرينيهاي آنان ايستادهاند، جداً بايد پاسخگو باشند. وجدانهاي بيدار در سراسر جهان بايد جداً بينديشند كه بشريت امروز با چه پديدهي خطرناكي در منطقهي حساس خاورميانه روبرو است؟ چه رژيم سفاك و گستاخ و ديوانهئي امروز بر كشور غصب شدهي فلسطين و مردم مظلوم و داغديدهي آن تحكّم ميكند؛ سه سال محاصرهي غذائي و داروئي و حياتي يك و نيم ميليون زن و مرد و كودك در غزه، به چه معني است؛ كشتار و حبس و شكنجهي روزانهي جوانان در غزه و ساحل غربي چگونه قابل فهم است .
فلسطين، ديگر نه مسألهئي عربي و حتي نه فقط مسألهئي اسلامي، بلكه مهمترين مسألهي حقوق بشري جهان معاصر است.
كار نمادين و درخشان اعزام كاروان دريائي به غزه، بايد در دهها شكل و شيوهي ديگر بارها و بارها تكرار شود. حكومت سفاك صهيونيست و حاميان آن بويژه آمريكا و انگليس بايد قدرتِ شكستناپذير عزم و بيداريِ وجدان عمومي جهان را در برابر خود ببينند و حسّ كنند.
دولتهاي عربي در معرض آزموني دشوار قرار گرفتهاند. ملتهاي بيدار عرب از آنان اقدامي قاطع و جازم مطالبه ميكنند. كنفرانس اسلامي و اتحاديهي عرب نبايد به كمتر از برداشتن كامل محاصرهي غزه و توقف كامل دستاندازي به خانهها و سرزمينهاي فلسطيني در كرانهي غربي و محاكمهي جنايتكاراني چون نتانياهو و ايهود باراك، قانع شوند.
ملت مجاهد فلسطين و مردم و دولت مردمي غزه نيز بدانند كه دشمن خبيث آنان اكنون از هميشه ضعيفتر و آسيبپذيرتر است. جنايت دريائي روز دوشنبه نه نشانهي قدرت، كه نشان درماندگي و سراسيمگي رژيم غاصب است. سنت الهي بر اين جاري شده كه ستمگران در اواخر دوران ننگآلود خود، به دست خويش، سرنوشت محتوم فنا و زوال خود را نزديكتر كنند. حمله به لبنان و سپس حمله به غزه در سالهاي پيش، از جملهي همين اقدامهاي ديوانهوار بود كه تروريستهاي اريكهنشين صهيونيست را به درهي سقوط نهائي نزديكتر كرد. حمله به كاروان امدادي بينالمللي در آبهاي مديترانه نيز اقدام ابلهانهي ديگري از همان قبيل است.
برادران و خواهران فلسطيني! به خداوند حكيم و قدير اعتماد كنيد، قدرت خود را باور كنيد و بر آن بيفزائيد. و به پيروزي نهائي يقين داشته باشيد و بدانيد كه : وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ.
سيّدعلي خامنهاي
11/خرداد/1389
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 1:21  توسط جلال اسدی
|
در همایش «زلال ولایت»: آیت الله مصباح یزدی: عملکرد رهبر انقلاب چیزی شبیه اعجاز است قرآن برخیها اعلامیه حقوقبشر است
|
سرویس اجتماعی و فرهنگی : آنچه همه می داننداما نمی دانند جایگاه ولایت است! مفهوم امامت و باور فقاهتی که از جانب معصوم مأذون است، چندان آسان نیست و این دایره عمل است و بزنگاه های آزمون که واقعیت را به تصویر می کشد.
به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از رجانیوز آیت الله مصباح یزدی سه شنبه در همایش زلال ولایت در مشهد مقدس سخنانی را بر زبان آوردند که حول محور ولایت رقم خورد. ایشان درباره نقش ولایت فقیه و ابعاد شخصیتی مقام معظم رهبری سخنان جامعی را مطرح کردند که درخور توجه است. متن این سخنرانی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی استقامت در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا را شکر می کنیم که توفیق شرفیابی در این محضر نورانی را به برکت عتبه بوسی ثامن الحجج(علیه السلام) عنایت کرد. بیش از 40سال مردم ما بامفهوم سیاسی جدیدی(حکومت اسلامی) خو گرفته اند و بیش از 30سال دنیا با رژیم سیاسی جدیدی مواجه شده که در تاریخ سیاسی جهان شناخته شده نبوده و مردم ما نیز با ارتکازی که دارند آنطور که باید و شاید از تعریف جامع آن آگاه نیستند و مایه تاسف است که حتی بسیاری از کسانی که بر اساس این تئوری مسئولیتها وپستهای حساس در این کشور داشتند ماهیت این حکومت را نمیدانند.
حالا چرا این ابهام هست یک علت پنهانی عامیانه آن این است که در تاریخ همیشه حق با غربت توأم بوده است که نمونه بارز آن اهل بیت(ع) هستند که با آن همه توصیه پیامبر (ص) و آیات قرآن و روایات فراوان پیامبر از روز اول تا آخر عمر شریفشان کوشش کردند در معرفی آنها؛ لکن هنوز در بین خود مسلمانان ناشناخته اند. در عصر ما امام خمینی از لحاظ معروفیت و محبوبیت در عالم شناخته شده بود ولی در کشور خودمان در میان اقرانش غریب بود.
و امروز مظهر روح او و تجسم روح او با آن عظمت غیر قابل توصیف او ،که ما نمیتوانیم توصیف کنیم اوهم در همین کشور در میان دوستانش غریب است و اگر بگوییم حق بودن با غربت تلازم دارد خیلی گزاف نگفتیم.
و بالاخره ولایت فقیه ادامه همان امامت است و از ارتکازی ترین مطالبی است که جامعه شیعی با آن آشناست و این بسیار مفهوم ارتکازی ای است لکن بعد از 30 سال مثلا بنده نوعی برایم ولایت فقیه هنوز روشن نیست.
برخی از آگاهان سیاسی که ولایت فقیه را قبول دارند لکن آن را عنصر اصلی در ماهیت این حکومت نمی دانند و رسما می گویند چون در قانون اساسی آمده قبول دارند و میگویند حکومت ما جمهوری است ولی چون مردم ما مسلمان اند آن را اسلامی میگویند و البته قانون اساسی را مردم آورده اند و مردم هم اگر بخواهند آن را عوض میکنند، این حرف کسانی است که 8 سال در این مملکت رئیس جمهور بوده اند آنها میگویند ولایت فقیه عرضی است و از مقومات این حکومت نیست و اگر ولایت فقیه را از آن حذف کنیم ماهیت آن تغییر نمی کند.
نگاه آنها اینگونه است که بله، ولایت فقیه شأنی دارد مثل امپراطوری ژاپن مثلا و نقش خاصی هم ندارد و وقتی مردم به رئیس جمهور رأی دادند، دیگر قدرت دست اوست و ولی فقیه هم مثل امپراطوری است. البته این حرفها را ته دلشان نگه داشته اند؛ چون می دانند نیازمند رای مردم اند و مردم با این حرفها به آنها رای نمیدهند.
اگر از آنها سوال شود چرا اینطور فکر می کنید، می گویند آنچه در کتب فلسفه سیاسی دانشگاه خواندیم چنین است و کسی چیز دیگری به ما نگفته است و بسیاری از مشکلات مثل فتنه اخیر تا حدی از اینجا آب میخورد، البته دشمنان فهمیده اند رمز موفقیت این نظام همین است.
ببینید آمریکا هیچ وقت از عربستان با این همه سخت گیری در اجرای قوانین اسلام مثل دست قطع کردن وگردن زدن نمی ترسد، ولی از ایران می ترسد.
انقلاب ما تقریبا همزمان بود با انقلاب افغانستان علیه مارکسیستها، آنها 30 سال است انقلاب کردند اما بعد از این همه سختی چه شد؟ الان(افغانستان) طعمهای است در دست آمریکا مگر آنها شهید ندادند؟ مگر آنها جهاد نکردند؟ پس چه نداشتند؟ یک چیز و آن هم ولایت فقیه است.
امام خمینی اعتقاد داشت که یک حکومت باید براساس اسلام و اذن امام معصوم شکل بگیرد.
این یک نوع نگرش است بر اساس دین، عالم هستی مال خداست تا او اجازه نداده بر بندگانش حکومت کنی کسی حق ندارد حکومت کند. چون عالم هستی ملک خداست. می گویند این قوانین عادلانه است. بله عادلانه است ولی شما حق ندارید در ملک کسی بدون اذن او تصرف و دخالت کنید.
بینش ما می گوید من در بدن خودم حق تصرفی ندارم چون این مال خداست و به اندازه ای که او اجازه داده من حق تصرف دارم.
در حقوق بشر هم حق بشر را مطرح کرده اند نه حق خدا را. می گویند بشر حق دارد هر دینی را انتخاب کند. اینها حق بشر است نه حق خدا آنها برای خدا حقوقی قائل نیستند، مسولین کشور ما در این باغها نیستند آنها قرآنشان هم اعلامیه حقوق بشر است.
علت جا نیفتادن ولایت فقیه بعد از 30سال بخاطر مشکل فرهنگی ماست چون فضای جامعه سکولار است. و حال بگو این وحی خداست می گویند امروزه نمی شود این حرفها را زد. سیاستمداران ما فکر می کنند ولایت فقیه مزدی است که مردم بخاطر انقلاب به آخوندها دادند.
امروز اساس زندگی اسلام در دنیا قوامش به ولایت فقیه است. با این مساله نمی توان شوخی کرد که حالا یک آقایی بیاید بگوید (روایت) مقبوله عمربن حنظله بر فلان چیز دلالت دارد یا خیر، بخدا قسم اگر ولایت فقیه در قانون اساسی نبود امروز کشور ما اسلامی نبود.
در زمان امام صادق(ع) که مردم برای پرسیدن مساله به شکل فروشنده رفت و آمد می کردند امام صادق(ع) اضطرارا فرمود به عالم به احکام ما رجوع کنید. آن وقت امام نمی توانست حاکم نصب کند آن وقت فرمود "الرد علیه کالرد علینا وهو علی حد الشرک بالله "
آیا یعنی عمربن حنظله احتمال نداشت حکم اشتباهی کند؟
اهمیت حکومت اسلامی در حدی است که اگر کسی مأذون از طرف امام بود مخالفت با او در حد شرک به خداست و الا امور مردم سامان نمی گیرد و اسلام امروز در مقابل این اژدهاهایی که دهان باز کرده اند برای بلعیدن این کشور اسلامی محو و حذف می شد.
همین امام وقتی داشت انقلاب می کرد، خیلی مقلد نداشت. لکن وقتی حکم می کرد که امروز تقیه جایز نیست ولو بلغ ما بلغ مقلدین سایر مراجع هم اطاعت می کردند، چون این در ذهنشان بود که اگر مجتهد جامع الشرایطی حکم کرد، سایر مجتهدین باید اطاعت کنند. ما این را برای مردم تبیین نکردیم که اگر امکان تشکیل حکومت وحدت واحده اسلامی باشد و مصلحت جامعه آن را اقتضا کند، تفکیک و تجزیه آن خلاف مصلحت اسلام و به زبان طلبگی حرام است. مرحوم آیت الله اراکی از لحاظ شرایط عادی بخواهیم حساب کنیم شاگرد امام نبود ولی از قم آمد جماران مقابل امام ایستاد گفت:«السلام علیک یابن رسول الله»
وقتی در مورد برخی مسائل از آیت الله گلپایگانی سوال می شد می فرمودند آنچه آقای خمینی بگوید امروز ایشان رئیس است. اگرنعمت وجود امام برای جامعه ما در یک کفه ترازو باشد و تمام نعمات از معادن ونفت و... درکفه دیگر والله وجود امام سنگین تر بود وامروز مقام معظم رهبری هم چنین است.
به شما عرض می کنم برهه هایی در این 30سال گذشت و خطر هایی ازجانب مسئولین این کشور متوجه اساس اسلام بود که خداوند به برکت این رهبر، ما را از آن نجات داد، نمی دانید خدا به این مرد چه فراستی داده چه سعه صدری داده چه صبری داده!
دو تا شریک را فرض کنید. یک شریک از اول می فهمد شریک دیگرش قصد خیانت دارد، می خواهد همه چیز را در جیب خود کند. فکر می کنید چه مدت می تواند چیزی نگوید؟ 1 روز 2روز؟ نهایت آخر سال با او تسویه می کند. آدم میشود 20سال شریک خائنی را بشناسد وبه خاطر صلاح اسلام و مسلمین به روی او هم نیاورد؟ بخدا قسم این شبیه اعجاز است.
اگر نبود محبت این مرد در دل مردم در این فتنه ها چه میشد؟ آیا چنین توطئه ای از کشور رفع می شد؟
در قضیه انرژی هسته ای تقریبا تمام سیاست مداران مخالف بودند و ایشان ایستادگی کردند و دیگران هم در پرتو قدرت ایشان قدرت گرفتند.
اگر ناسپاسی کنیم، اگر تغافل کنیم، اگر تجاهل کنیم، کفران نعمت کرده ایم "لان کفرتم ان عذابی لشدید"
والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته
|
+ نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 1:9  توسط جلال اسدی
|